تاریخ انتشار
چهارشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۱۵:۱۳
کد مطلب : ۲۰۲۳۹
خاطره فرمانده ارتشی از عملیات خیبر
به گزارش خبرنگار مرکز خبری شهید رهبر، امیر اسماعیل موسوی از فرماندهان اسبق نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در گفتوگو با خبرنگار مرکز خبری شهید رهبر خاطرهای از عملیات خیبر بیان کرد.
امیر اسماعیل موسوی گفت: «سال ۱۳۶۲، من فرمانده گردان ۴۲ شکاری در پایگاه شهید وحدتی دزفول بودم. در اسفندماه همان سال، عملیات خیبر آغاز شد و چندین مأموریت به همکارانم در پایگاه محول شد. در روز هشتم اسفند، درخواست هواپیما برای انجام یک مأموریت خاص مطرح شد و من تصمیم گرفتم شخصاً این مأموریت را بر عهده بگیرم. در آن زمان، فرمانده پایگاه شهید وحدتی چندان موافق انجام چنین مأموریتهای خطرناکی نبودند.
با این حال، من این مأموریت را پذیرفتم و به همراه یکی از دوستانم به نام رضا رمضانی، برای انجام آن عازم شدیم. متأسفانه، هواپیمای ما در منطقه هور، در خاک عراق، دچار سانحه شد. موتورهای هواپیما با پرندهای برخورد کردند و از کار افتادند. در این شرایط، مجبور شدم هواپیما را ترک کنم، اما دوستم توانست هواپیما را به پایگاه بازگرداند و مختصات محل سانحه را گزارش دهد.
پس از سانحه، به داخل یک قایق که در میان نیزارهای هور قرار داشت، پناه بردم. در آنجا تنها بودم، با خدا، آبهای هور و مارها و موجوداتی که در آب زندگی میکردند. پس از سه ساعت، دو هلیکوپتر کبری و یک هلیکوپتر نیروی دریایی به محل حادثه رسیدند و ما را پیدا کردند. آنها ما را نجات دادند و من جا و جان خود را مدیون متخصصان صندلیهای نجات نیروی هوایی و خلبانان شجاع نیروی دریایی و هوادریا هستم. همچنین، از خدمه دو هلیکوپتر کبری که اسکورت هلیکوپتر نیروی دریایی بودند، سپاسگزارم که ما را نجات دادند و توانستیم به سلامت به کشور بازگردیم.»
امیر اسماعیل موسوی گفت: «سال ۱۳۶۲، من فرمانده گردان ۴۲ شکاری در پایگاه شهید وحدتی دزفول بودم. در اسفندماه همان سال، عملیات خیبر آغاز شد و چندین مأموریت به همکارانم در پایگاه محول شد. در روز هشتم اسفند، درخواست هواپیما برای انجام یک مأموریت خاص مطرح شد و من تصمیم گرفتم شخصاً این مأموریت را بر عهده بگیرم. در آن زمان، فرمانده پایگاه شهید وحدتی چندان موافق انجام چنین مأموریتهای خطرناکی نبودند.
با این حال، من این مأموریت را پذیرفتم و به همراه یکی از دوستانم به نام رضا رمضانی، برای انجام آن عازم شدیم. متأسفانه، هواپیمای ما در منطقه هور، در خاک عراق، دچار سانحه شد. موتورهای هواپیما با پرندهای برخورد کردند و از کار افتادند. در این شرایط، مجبور شدم هواپیما را ترک کنم، اما دوستم توانست هواپیما را به پایگاه بازگرداند و مختصات محل سانحه را گزارش دهد.
پس از سانحه، به داخل یک قایق که در میان نیزارهای هور قرار داشت، پناه بردم. در آنجا تنها بودم، با خدا، آبهای هور و مارها و موجوداتی که در آب زندگی میکردند. پس از سه ساعت، دو هلیکوپتر کبری و یک هلیکوپتر نیروی دریایی به محل حادثه رسیدند و ما را پیدا کردند. آنها ما را نجات دادند و من جا و جان خود را مدیون متخصصان صندلیهای نجات نیروی هوایی و خلبانان شجاع نیروی دریایی و هوادریا هستم. همچنین، از خدمه دو هلیکوپتر کبری که اسکورت هلیکوپتر نیروی دریایی بودند، سپاسگزارم که ما را نجات دادند و توانستیم به سلامت به کشور بازگردیم.»